السيد محمد حسين الطهراني
55
معاد شناسى (فارسى)
معاويه فقط و فقط به جهت كرامت و احترام و ملاحظهء فرزندان خود خلافت را در يزيد قرار داده است . مروان گفت : اى عبد الرّحمن آيا تو آن كسى نيستى كه به پدر و مادرش گفت : أُفٍّ لَكُما [ أَ تَعِدانِنِي أَنْ أُخْرَجَ ] ؟ ! عبد الرّحمن گفت : اى مروان آيا تو فرزند آن لعين نيستى كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم پدرت را لعن كرد ؟ ميگويد : و عائشه اين كلام را شنيد پس گفت : اى مروان ! تو به برادر من عبد الرّحمن چنين و چنان گفتى ؟ دروغ گفتى ! سوگند به خدا دربارهء عبد الرّحمن اين آيه نازل نشده است ، و دربارهء فلان بن فلان نازل شده است . و نيز در « الدّرّ المنثور » وارد است كه ابن جَرير از ابن عبّاس تخريج كرده است كه : الَّذِي قالَ لِوالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُما دربارهء فرزند أبو بكر فرود آمده است . ردّ علّامهء طباطبائى ( ره ) گفتار صاحب « روح المعانى » را در مورد اسلام عبد الرّحمن بن أبى بكر علّامهء طباطبائى سپس ميفرمايد : اين تفسير از قتاده و سُدّى نيز وارد شده است ، و قصّهء روايت مروان و تكذيب عائشه مشهور است . و در « روح المعانى » بعد از ردّ روايت مروان گفته است : و بعضى از بزرگان مانند سهيلى در « أعلام » ، با مروان در شأن نزول اين آيه دربارهء عبد الرّحمن بن أبى بكر موافقت كردهاند . و بر فرض تسليم آنكه اين قضيّه دربارهء عبد الرّحمن نازل شده است ، وجهى براى عيبجوئى و سرزنش به نظر نميرسد بخصوص از